بنام خداوند جهان آفرین خداوند طبیعت آفرین


آغاز سال ۱۳۹۱ و بهار طبیعت را به همه دوستان و مردم ایران تبریک عرض میکنم امیدوارم سالی پر از شور و شعف همراه با سلامتی و سعادت داشته باشید


با توجه به اینکه قبلا" هم اعلام کرده بودیم تصمیم داشتیم بمناسبت یاد و خاطره پدر عزیزمان مسیر اصفهان تا زادگاه آن مرحوم را در دل کویر یعنی شهرستان خور رکاب بزنیم اما بدلایل شغلی و وقتی موفق به این کار نشدیم تا اینکه این توفیق بالاخره در اولین عید نوروزی که جای خالی پدر را کاملا" احساس میکنیم بدست آمد و این مسیر را بصورت رفت و برگشت و به یاد او رکاب زدیم . امیدواریم که این حرکت باعث شادی و رضایت روح آن مرحوم گردد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 18:6  توسط رضا طاهري
|

یادی از بی بی و باباجون

در کودکی
پاکن هایی ز پاکی داشتیم ، یک تراش سرخ لاکی داشتیم ، کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت ، گرمی دستمان از آه بود ، برگ دفترهایمان از کاه بود ، تا درون نیمکت جا میشدیم ، ما پر از تصمیم کبری میشدیم ، با وجود سوز و سرمای شدید ، ریزعلی پیراهنش را می درید ، کاش میشد باز کوچک می شدیم لااقل یک روز کودک می شدیم
با سلام خدمت همه دوستان و عزیزان . در مورد این مطلب باید خدمتتون عرض کنم که ما اصالتا" یا بعبارتی پدر بزرگ و مادر بزرگ و همینطور پدر و مادرمون اهل شهرستان خوروبیابانک از توابع شهر نائین در دل کویر لوت هستند ولی خود ما در شهر اصفهان بزرگ شدیم و فقط ایام عید یا برای مراسم خاصی به اونجا سفر میکنیم . با بعضی از دوستان که صحبت میکردم به این شهرستان سفر کردن و از جاذبه های توریستی اونجا که یکی از اونها کویر مصر هست و همینطور با آقای مازیار و خانم فرانسویش در روستای گرمه که خانه ای را بصورت سنتی تهیه کرده و از گردشگران داخلی و خارجی پذیرایی میکنه آشنایی کامل دارن البته جهت آشنایی بیشتر با ایشون میتونین به این ادرس برین مازیار کویر و غلتیدن بر روی ریگهای کویر مصر و یا ستاره چینی شبهای کویر را تجربه کنین . این مقدمه ای را که نوشتم جهت آشنایی شما با کویر لوت و آماده نمودن ذهن شما برای مطلب اصلی بود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 22:52  توسط رضا طاهري
|
صحبتهای من و دوچرخه ام (گریت جورنی)
با سلام خدمت همه دوستان از دوچرخه سوارها گرفته تا دوستان وب لاگی راستش بعد از مدتها تصمیم داشتم امروز با دوچرخه ام یک رکاب دو ، سه ساعته بزنم اما باز هم بعلت سرد بودن هوا یا بهتره بگم به این بهونه تنبلی کردم و نرفتم ولی بعد از اینکه از رکاب زدن منصرف شدم بهتر دیدم یه سری به دوچرخه ام بزنم و یه دستی به سروصورتش بکشم بخاطر همین کلید انباری را برداشتم و حرکت کردم به سمت انباری.
شب گور خواهی منور چو روز از اینجا چراغ عمل برفروز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 19:57  توسط رضا طاهري
|